تبليغاتX
نامه پارس
شنبه سوم فروردین 1387

دکترفاطمی و رژیم ( پهلوی )

 

بر خی از سرمقالات دکترحسین فاطمی

 

 190026.jpg

 

 « ملت ایران مردنی نیست ، این تازیانه ها ، این دلقک بازی ها و این خفقان ها ، افکار او را بیشتربیدار

می کند ، مطمئن باشید ما این قدرت را در خود سراغ داریم که ملت را آنچنان حاضر و آماده سازیم تا این مقام را از دزد ها بگیرد و سزای بدکرداران را بدهد ، در این نبرد یا مرگ با افتخار یا زندگی قرین به شرافت به چنگ ما خواهد افتاد . »

از سر مقاله ی پنجشنبه 26خردادماه 1332

 

[ دکتر فاطمی از نخستین روزی که قلم به دست گرفت رژیم اختناق و ترور "رضا شاه" را سخت به باد انتقاد گرفت . او در سرکوبی آن رژیم زور و قلدری به حدی بی باک بود که حتی دوستانش او را از عواقب این کار برحذر می داشتند. برای آشنایی بیشتر با مبارزات قلمی زنده یاد فاطمی با رژیم رضاخانی به چند قسمت از سرمقاله های روزنامه " باختر و باختر امروز" اشاره می کنیم ] :

 

سرمقاله 16 خرداد 1321

« ... این مسئولیت به گردن حکومت مقوائی و بی بند و بار بعد از رضاشاه است که با قدرت سرنیزه و فشار شدید و هزاران وعده پوچ و دروغ نگذاشت چند صباحی در این کشور مردم صاحب عنوان ومالک قدرت خویش باشند . . .

مردم در نتیجه اعمال قدرت 20 ساله ، زنجیر استبداد را بر گردن داشتند ، حکومت ترور عقاید و افکار تا دقیقه آخر فرار قائد جمجماه پا برجا و استوار بود، هنوز مدح و ثنا از مجلس شورا بلند بود و هنوز نابغه شرق ! به آئین اعطاء نشان افتخار و بخشیدن درجه لیاقت و سردوشی و برگزاری جشنها و سرودها اوقات را طی می کرد

وحشت و ترس به اندازه ای بر مردم مستولی بود که حتی  در دقایق اخر سقوط آن رژیم خطرناک کسی باور نمی کرد که حکومت مرگ و ترور دست از جان آنها برداشته و دیگر از این بس می توانند آزادانه مطیع اراده و افکار خودشان باشند نه فرمانبر نظمیه و سرنیزه ! »

 

سرمقاله 24 خرداد 1321

« ... وقتی یک رژیم سقوط می کند ، یا یک حکومت بساط خود را برمی چیند ، معنی اش این نیست که لباس عوض نماید و اسم خود را تغییر دهد ، بلکه کلیه عوامل آن اوضاع باید به دست عناصر ملی محاکمه و مجازات شوند یا از جرم انتسابی تبرئه گردند ، بالاخره منظور این است که شمر دیروز نتواند امام حسین امروز بشود . »

 

سرمقاله 27 خردد 1321

« ... مشروطیت ایران زیر مهمیز لیاخوف ها لگد می خورد و بیست سال زیر چکمه های رضاخان که شما شاهد آن اوضاع هستید ضربت دید ولی باز نمرد و زنده ماند ...

ما زنده انقلاب دنیا هستیم . ما از میان دریای خون رسته ایم ، ما مولود عظمت اندیشه بشری هستیم ، دیگر دنیا به طرف بربریت و بسوی امتیازات قرون وسطائی نمی رود ... »

 

سرمقاله 21 مهر1321

« ... مدت شش هفت سال ریاست شهربانی مختاری ، چندین هزار نفر مظلوم تنها در زندان قصر جان سپردند جنایات و آدم کشی های سرتیپ چاقو و فجایع و بی ناموسی های (آیرم) و عمال نظمیه مختاری ، تاریخ جنائی دنیا از یاد نخواهد برد ، دیگر نه برای کسی مال و نه برای خانواده ای حیثیت و نه در تنی جان که شما از آن سر دنیا (در آنزمان جزیره ی موریس) رضا شاه را برای تملک آن احضار کنید . »

 

سرمقاله 8 آبان 1321

« ... ضربت شدید و جانفرسای دیکتاتوری گذشته رشته ی هست و نیست کشور را گسیخته ، بلاتکلیفی ، تشنج اعصاب ، تشویش افکار و اذهان و بالاخره سکوت مرگ و روح یأس در همه جا حکمفرما شده است . »

 

سرمقاله 15 آبان 1321

« وقتی ملت می بیند ، از مملکت تنها یک نفر ، یک دیکتاتور ، یک قانون شکن رفته و اعمال گذشته هنوز تکرار می شود ، چگونه این ناملایمات را به بیند و دم نزند ؟ »

 

سرمقاله بهمن 1321

« ... بیست سال در ایران آزادی بیان مقهور اراده و اسیر یک رژیم کشنده و خطرناک بود . بسیاری از عزیزترین فرزندان لایق این مملکت را به جرم مبارزه به رژیم خودسری و استبداد کشتند ...»

 

سرمقاله روزنامه باختر – 19 اسفند 1321

« ... حکومت رضا شاه ، رشوه خواری و دزدی را که پست ترین خصیصه است در ایران رواج داد ، ملک و هستی مردم را تاراج کرد و مال افراد را به انواع حیل و دستاویز ها گرفت ، بدعتی که او گذاشت کار را به جایی رسانید که پس از عزیمتش صحبت دارایی و ثروت او به میان آمد ....

ای کاش رضا شاه تنها خود بدین خرابکاری دست زده بود ، بدبختی اینجاست که از این مکتب رشوه خواری و اختلاس اموال ملت و دولت ، هزارها نفرشاگرد بهتر از استاد بیرون آمد . »

اگر دیروز با بودن آن قدرت آدم کشی و ترور و وحشت ملت نمی توانست دم بزند ، آخر روزی فرا خواهد رسید که حساب دزدها و قلدرها که اکنون در پشت دیوار آزادی خود را پنهان کرده اند مجازات کند ؟ »

 

سرمقاله ی 24 اسفند 1321( به خاطر روز تولد رضاخان )

 

« ... واقعاً هر دل سخت در مقابل آن فجایع و رسوایی هایی که بدست رضاخان صورت گرفت به لرزه در می آید. افراد را بدون هیچگونه تقصیر فقط به جرم آزادی خواهی گرفته و در محبس قصر جای داده و اموالشان را تاراج می کردند تا پس از 5 – 10 – 15 سال آنها را مسموم ساخته ، نعش مرده و جسد بی روحشان را به خانواده ی بدبخت و بلادیده شان تحویل می دادند .

این است ثمرات آن طرز حکومت و این است آن یاد گارها که رضاشاه برای ایران گذاشت و رفت ... »

پایان

 

: http://www.iran-newspaper.com/1383/830823/html/dialog.htm#

نوشته شده توسط ندای پارس در 0:35 با موضوع: | لینک ثابت |